سلام دوست های عزیز ناشناس
امروز روز تولدم بود صبح زود خواهر عزیزم زنگ زد و تبریک گفت خوشحال شدم دلم براش تنگ شده بعد رئیسم تبریک گفت راستی یادم رفت بگم که برای مدتی بخاطر درسم باید با ۱۰ مریض که تعادل جسمی و روحی ندارند رندگی کنم البته من تنها نیستم با ۴ نفر دیکه از همکارهام و ۲نفر دیکه که رئیس ما هستند توی یک خونه هستیم ساعت ۹صبح به وفت اینجا یکی از بهترین دوستهام که در امریکا زندگی میکنه و برای تعتیلات به ایران رفته زنگ زد وای خدای من چقدر خوشحال شدم گفته بود که زنگ میزنه ولی فکر میکردم که فراموش کرده و زنگ نمیزنه گلی حرف زدیم علی یکی از بهترین دوست های منه که همیشه کمکم میکنه و راهنمای خوبی برای منه راستش این دوستی برای من خیلی مهمه ما هنوز هم دیکه رو ندیدیم ولی از تعریق چت خیلی با هم حرف میرنیم تعجب میکنید خوب حق دارید چون توی این دنیا بیشتر مردم از هم استفاده میبرند و برای دوستی ارزشی قایل نیستند ولی دوستی ما یکی از اون دوستی های نادر و نابه که خیلی پاکه هرگز از عشق و عاشقی حرفی نزدیم هر دو ما میخواهیم که این دوستی همین طور پاک و صادقانه بمونه من به دوستی مثل علی افتخار میکنم

